نکات کلیدی:
· استفاده از پایشگر مداوم گلوکز یا CGMدر بزرگسالان مبتلا به دیابت نوع ۲ که تحت دیالیز خونی هستند، در مقایسه با آزمایش خون مویرگی، با «زمان در محدودۀ هدف (TIR)» بالاتر همراه بود.
· میزان زمان در محدودۀ پایین (هیپوگلایسمی) در هر دو گروه مطالعه، کمتر از ۲ درصد بود.
۲۴ ژوئیه ۲۰۲۶ - محققان در نشریه Diabetes Careگزارش دادند که استفاده از پایشگر مداوم گلوکز (CGM)، بدون افزایش میزان هیپوگلایسمی، باعث بهبود «زمان در محدوده هدف» در افراد مبتلا به دیابت نوع ۲ است که به دلیل نارسایی مرحله نهایی کلیوی تحت دیالیز خونی هستند.
پروفسور رودولفو جی. گالیندوی، استاد وابسته پزشکی در دانشکده پزشکی میلر دانشگاه میامی، گفت: «حفظ کنترل مناسب قند خون در افراد مبتلا به بیماری کلیوی مرحله نهایی که تحت دیالیز هستند، بسیار چالشبرانگیز است. ما نشان دادیم که استفاده از یک دستگاه کمتهاجمی یعنی CGM در لحظه (Real-time)، تنها برای مدت ۳۰ روز، شاخصهای قند خون را در این جمعیت بهبود میبخشد.»
پروفسور گالیندوی و همکارانش یک کارآزمایی تصادفی متقاطع با حضور ۵۲ بزرگسال مبتلا به دیابت نوع ۲ و نارسایی مرحله نهایی کلیوی انجام دادند که حداقل سه بار در هفته تحت دیالیز بودند و تنها از انسولین پایه یا انسولین پایه همراه با انسولین مربوط به وعدههای غذایی یا داروهای مبتنی بر اینکرتین استفاده میکردند (میانگین سنی ۵۷.۲ سال؛ ۶۳٪ زن). شرکتکنندگان به طور تصادفی به دو گروه تقسیم شدند: یکی استفاده از CGMمدل ،Dexcom G6 و دیگری انجام آزمایش خون مویرگی (روش سنتی استفاده از گلوکومتر) به مدت ۳۰ روز. پس از یک دوره ۱۴ روزه برای پاکسازی اثرات (washout)، شرکتکنندگان به گروه مقابل منتقل شدند. پیامد اصلی، بررسی زمان در محدودۀ پایین (قند خون کمتر از ۷۰ میلیگرم بر دسیلیتر) بود.
میزان زمان در محدودۀ پایین در هر دو گروه مشابه بود (۱.۱۷٪ با CGMدر مقابل ۱.۲۹٪ با آزمایش خون مویرگی). همچنین تفاوتی در درصد بزرگسالانی که دچار هیپوگلایسمی شده بودند، بین دو گروه مشاهده نشد.
بزرگسالان در هنگام استفاده از CGM، زمان در محدودۀ هدف (TIR) بالاتری نسبت به آزمایش خون مویرگی داشتند (۶۳.۴٪ در مقابل ۵۴.۵٪؛ P< 0.001). همچنین میزان زمان در محدودۀ بالا (قند خون بیش از ۱۸۰ میلیگرم بر دسیلیتر) با استفاده از CGMکمتر از روش آزمایش خون بود (۳۵.۳٪ در مقابل ۴۴.۳٪؛ P< 0.01). هایپرگلایسمی (قند خون بالا) در تمام شرکتکنندگان در هر دو بازوی مطالعه رخ داد.
دکتر کاترین آر. تاتل، مدیر اجرایی تحقیقات در شبکه خدمات درمانی پروویدنس در اینلند نورثوست، گفت: « پایش قند خون توسط CGM، زمان در محدودۀ هدف را در افراد مبتلا به دیابت نوع ۲ تحت دیالیز، از حدود نصف به دو-سوم زمان ها افزایش داد. نکته قابل توجه این است که هیپوگلایسمی، چه پایش توسط CGMانجام شده باشد و چه نشده باشد، بسیار نادر و کمتر از ۲ درصد بود.»
میانگین قند خون در هنگام استفاده از CGMدر مقایسه با آزمایش خون مویرگی کمتر بود (۱۷۳.۶ در مقابل ۱۸۷.۷ میلیگرم بر دسیلیتر؛ P< 0.01).
پروفسور گالیندوی اظهار داشت که این یافتهها نشان میدهد CGM میتواند نتایج درمانی را برای بزرگسالان مبتلا به نارسایی مرحله نهایی کلیوی بهبود بخشد. او افزود: «در مجموع، گروه بیماران دیابتی تحت دیالیز، در مطالعات مربوط به ثبت داروهای جدید و پیشرفتهای تکنولوژیک نادیده گرفته شدهاند. ما شواهدی برای گسترش مزایای شگفتانگیز CGMدر لحظه به این جمعیت آسیبپذیر ارائه دادیم.»
پروفسور گالیندوی گفت: محققان قصد دارند مطالعات بزرگتر و طولانیتری انجام دهند تا بررسی کنند آیا بهبود شاخصهای قند خون با نتایج کلی بیماری نیز مرتبط است یا خیر.
دکتر تاتل نیز افزود که مطالعات آینده میتوانند طیف گستردهای از پیامدهای دیگر را بررسی کنند. بسیار مهم است که بدانیم آیا استفاده از CGM سایر پیامدهای مهم برای بیماران و پزشکان مانند کاهش مراجعه به اورژانس و بستری شدن در بیمارستان، یا تأثیرات احتمالی بر حوادث قلبی-عروقی یا لیست انتظار پیوند کلیه را بهبود میبخشد یا خیر.»
منبع:
https://www.healio.com/news/endocrinology/20260724/cgm-may-provide-amazing-benefits-for-adults-with-type-2-diabetes-undergoing-hemodialysis